نفس عمیق
فریادی که در گلو میمیرد
اگر قوانین کوچک را رعایت می کردی ، می توانستی قوانین بزرگ را بشکنی.
زندگی من دو دلی در مقابل تولد است.
سابقه داشتنم آرزوست...
.
.
.
پ.ن: درد دل یه جوان بیکار جویای کار
و جدایی یک قانون
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
بیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود
تقدیم به همه ی دوستانم که دلم برای همشون بسیار تنگ گشته است.امیدوارم هرجا که هستید شاد،سالم و غرق در خوشبختی باشید:*
شما هر چه با خونسردی بیشتری حساب کنید دورتر خواهید رفت بی رحمانه ضربه وارد کنید،همه از شما خواهند ترسید.بگذارید مردان و زنان برای شما اسب هایی باشند که منزل به منزل می تازانید تا جانشان در آید به این ترتیب به قله ی آرزوهای خود خواهید رسید.ببینید اینجا اگر زنی نباشد که به شما توجه کند شما چیزی نخواهید شد.این زن باید جوان و ثروتمند و متشخص باشد،ولی اگر یک احساس واقعی در شما بود مثل گنج آنها را پنهان نگهدارید!هرگز نگذارید آن را حدس بزنند وگرنه از دست رفته اید،دیگر شما جلاد نخواهید بود،بلکه قریانی هستید.اگر زمانی عاشق شدید راز خود را خوب نگهدارید! و تا خوب ندانیدپیش چه کسی قلب خود را باز میکنید چیزی نگویید.برای آنکه قبلا این عشق را که هنوز وجود ندارد از خطر حفظ کنید،یاد بگیرد که به هیچ کس اعتماد نداشته باشید.
ووترن:بچه جان کسی که نخواهد گول عروسک ها رو بخورد،باید کاملا وارد خیمه شبازی بشود،و تنها به این اکتفا نکند که از سوراخ پرده ها را نگاه کند.
چند سطری از کتاب باباگوریو اثر بالزاک
پ.ن:بالاخره پست های باباگوریو تموم شد واقعا اثر هنری درسته حدود ۵۰ صفحه ی اول آدم نمیگیره ولی بعدش محشر میشه.احتمالا از خرداد پست هایی در مورد کتاب سقوط نوشته ی آلبرکامو رو میذارم این کتاب هم عجیب محشره.
پیروی از تقوی چه شکنجه ی با شکوهی! به !همه به تقوی اعتقاد دارند ولی چه کسی روی زمین آزاد است؟جوانی من هنوز مثل یک آسمان صاف و نیلگون است. اما خواستن این که مردی بزرگ یا ثروتمند باشم،آیا نشانه ی آن نیست که تصمیم دارم دروغ بگویم،کمر خم کنم،روی زمین بخزم،بلند شوم،چالوسی کنم،دورو باش؟آیا این به معنی آن نیست که راضی ام نوکر کسانی باشم که دروغ گفته اند،کمر خم کرده اند،خزیده اند؟پیش از آن که شریک جرمشان بشوی باید نوکر آنها باشی.ولی،نه من می خواهم با نجابت و سلامت نفس کار کنم و ثروت خود را مدیون زحمت خود باشم.این ثروت بسیار به کندی بدست خواهد آمد،ولی هر شب بدون اندیشه ناگوار سرم را روی بالش خواهم گذاشت.چه چیزی زیباتر از این است که انسان به زندگی خود نگاه کند و آنرا مثل گل زنبق سفید و پاک ببیند!
چند سطری از کتاب باباگوریو اثر بالزاک
| Design By : Pichak |

